بیش از ۵۰ روز است که اینترنت در بخشهای مختلف کشور با قطعی گستردهای مواجه است؛ وضعیتی که در دل یک دوره پرتنش و همزمان با شرایط جنگی اخیر، به شکل مستقیم بر تمام اقشار ازجمله یکی از آسیبپذیرترین گروههای اقتصادی یعنی زنان سرپرست خانوار اثر گذاشته است. این گروه از زنان که بخش مهمی از معیشت خود را نه در بازارهای سنتی، بلکه در بستر اقتصاد دیجیتال و شبکههای اجتماعی بنا کرده بودند، حالا با توقف ناگهانی جریان ارتباطی، عملا با توقف کسبوکارهای خود روبهرو شدهاند.
این در حالی است که چند ماه پیش، در ۹ آذر سال گذشته، معاون رئیسجمهور در امور زنان و خانواده بر ضرورت نقشآفرینی جدی زنان در اقتصاد دیجیتال تأکید کرده بود. او در همایش ملی «فرصتهای سرمایهگذاری حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات» گفته بود اقتصاد دیجیتال دیگر یک مفهوم انتزاعی نیست، بلکه «یک ضرورت واقعی برای توسعه کشور» است. او همچنین بر لزوم توجه سیاستگذاران و سرمایهگذاران به زنان بهعنوان بازیگران کلیدی این عرصه و حتی مصرفکنندگان نهایی خدمات تأکید کرده و راهاندازی صندوقهای سرمایهگذاری ویژه زنان را برای تقویت حضور آنها در اقتصاد دیجیتال ضروری دانسته بود. دادههای رسمی نشان میدهد که پیش از این بحران، مسیر حضور زنان در اقتصاد آنلاین تاحدودی رو به رشد بوده است. براساس گزارش مرکز توسعه تجارت الکترونیکی که در آبان سال گذشته منتشر شد، تا پایان سال ۱۴۰۳ سهم زنان از صاحبان واحدهای دارای اینماد فعال به ۲۲ درصد رسیده؛ درحالیکه این رقم در سال ۱۴۰۲ حدود ۱۹ درصد بوده است.
بحران بازسازی شبکه فروش
تجربه مجموعههایی مانند «روستاتیش» نشان میدهد که اثر اختلالهای اخیر اینترنت صرفا یک مسئله فنی یا مقطعی نیست، بلکه بهطور مستقیم بر ساختار معیشتی و چرخه تولید و فروش این گروهها اثر گذاشته است. مینا کامران، همبنیانگذار استارتاپ «روستاتیش»، در حوزه توانمندسازی و توسعه کسبوکارهای روستایی و ایجاد بستر فروش برای محصولات محلی فعالیت میکند. او در گفتوگو با «شرق» با اشاره به تجربه چندساله این مجموعه در کار با تولیدکنندگان خرد، تأکید میکند که تکرار دورههای قطع یا محدودسازی اینترنت در سالهای اخیر، به یک الگوی فرسایشی برای این کسبوکارها تبدیل شده است. او معتقد است در هر مرحله از اختلال، فعالان این حوزه ناچار شدهاند از نقطه صفر و با هزینههای مضاعف، مسیر ارتباط با بازار را از نو بازسازی کنند؛ مسیری که به گفته او، به دلیل نبود زیرساخت پایدار، عملا فرسودگی مداوم را به همراه داشته است.
به گفته او، تجربه فعلی نیز از این قاعده مستثنا نیست. هرچند در روزهای اخیر بخشی از محدودیتها در برخی شبکهها تا حدی کاهش یافته، اما مسئله اصلی همچنان پابرجاست؛ زیرا بخش بزرگی از این تولیدکنندگان خرد که زنان هستند، اساسا امکان بازگشت سریع به بازار را ندارند: «بسیاری از این کسبوکارها پیشتر از طریق شبکههایی مانند اینستاگرام فعالیت میکردند و اکنون در مواجهه با محدودیتها، ناچار به مهاجرت به پیامرسانها و پلتفرمهای داخلی شدهاند؛ پلتفرمهایی که نهتنها برای شروع دوباره نیازمند زمان و هزینه تبلیغات هستند، بلکه در عمل نمیتوانند جایگزین کامل بازار قبلی شوند». کامران با اشاره به تجربه برخی از گروههای محلی تحت پوشش روستاتیش میگوید: «حتی در مواردی که تبلیغات در بسترهای داخلی انجام شده، نتیجه به بازگشت مؤثر مشتری منجر نشده است».
به بیان او، مسئله تنها انتقال کانال فروش نیست، بلکه ازدسترفتن «سرمایه ارتباطی» است: «سرمایهای که طی سالها شکل گرفته و در مدت کوتاه، بدون امکان بازیابی، از بین رفته است». او تأکید میکند: «برای بسیاری از این زنان، بازسازی چنین شبکهای ممکن است ماهها یا حتی سالها زمان نیاز داشته باشد، در حالی که آنها اساسا توان توقف طولانیمدت فعالیت اقتصادی را ندارند». همبنیانگذار روستاتیش در ادامه به ماهیت این کسبوکارها نیز اشاره میکند و توضیح میدهد که اغلب این زنان، تولیدکنندگان خرد یا کارگاههای خانگی هستند که فعالیتشان بهصورت مستقیم با معیشت اصلی خانواده گره نخورده، اما نقش مکمل حیاتی در اقتصاد خانوار دارد. به گفته او، همین درآمدهای مکمل در بسیاری از مناطق روستایی و حتی میان عشایر، به مرور زمان به سطحی از اهمیت رسیده بود که در برخی موارد، بخش قابل توجهی از هزینههای زندگی را پوشش میداد؛ اما اکنون با اختلال در دسترسی به بازار، این نقش نیز تضعیف شده و در مواردی از بین رفته است.
کامران در بخش دیگری از گفتوگو تأکید میکند که مسئله اصلی، فقدان حمایت ساختاری از این گروه است. به گفته او، اگرچه نهادهایی مانند انجمنهای مرتبط با کسبوکارهای خانگی وجود دارند، اما در عمل بسیاری از این تولیدکنندگان خرد، بدون پشتوانه نهادی مشخص فعالیت میکنند و در مواجهه با بحرانهایی مانند قطع اینترنت، صدای مؤثری برای پیگیری مشکلات خود ندارند. او معتقد است در صورت تداوم این وضعیت، بیشترین آسیب متوجه گروههایی خواهد بود که کمترین دسترسی به منابع، ابزارهای جایگزین و امکان تطبیق سریع با شرایط جدید را دارند. کامران با اشاره به تجربه چندساله فعالیت روستاتیش میگوید: «این کسبوکارها اگرچه بهتدریج توانسته بودند به سطحی از پایداری و استقلال نسبی برسند، اما استمرار اختلال در زیرساخت ارتباطی، این مسیر را با تهدید جدی مواجه کرده است». به گفته او، مسئله تنها از دست رفتن فروش نیست، بلکه از بین رفتن تدریجی امکان حضور پایدار در بازار و تضعیف موقعیت اقتصادی زنانی است که با حداقل منابع، تلاش کردهاند سهمی در اقتصاد دیجیتال و محلی داشته باشند.
سقوط درآمد
بدیهی است در پی محدودیتهای گسترده اینترنت، بیشترین فشار متوجه کسبوکارهای اینترنتمحور شده است؛ بهگونهای که براساس برآورد کارشناسان، بخشی از تبعات این وضعیت در کوتاهمدت و بهصورت اختلال در فعالیتهای روزمره بروز پیدا کرده، اما پیامدهای عمیقتر آن در کاهش درآمد و از دست رفتن بازار شرکتهای فعال در اقتصاد دیجیتال نمایان شده است. گزارشها حاکی از افت حداقل ۵۰درصدی درآمد برخی از این کسبوکارهاست. در همین راستا و با اذعان مسئولان به ابعاد خسارتها، بستهای حمایتی به ارزش دو هزار میلیارد تومان برای حمایت از فعالان این حوزه در نظر گرفته شده که هدف آن تداوم فعالیت، حفظ اشتغال و تقویت ظرفیتهای توسعهای شرکتهای دانشبنیان و نوآور عنوان شده است. همزمان، افشین کلاهی، رئیس کمیسیون دانشبنیان اتاق ایران، برآورد کرده که خسارت مستقیم ناشی از قطعی اینترنت روزانه بین ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار است و با احتساب پیامدهای غیرمستقیم، این رقم میتواند تا حدود ۸۰ میلیون دلار در روز افزایش یابد.